الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
72
تفسير تطبيقى (فارسى)
بسيار اندك نسبت به عدد آيات قرآن است . « 1 » اختلاف صحابه در تأويل برخى از آيات نيز مؤيدى ديگر براى اين قول است زيرا اگر نصّى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد آنان مىبود اين اختلافها واقع نمىشد . ج ) ذهبى در اين ميان ( به گمان خود ) رأى وسط را برگزيده و مىگويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بسيارى از آيات را تفسير كردهاند و تعداد روايات در كتب صحاح گواه آن است ولى چند گروه از آيات از اين امر استثنا شدهاند ؛ آنچه كه علمش مخصوص خداوند است و يا دانشمندان مىتوانند آن را بفهمند و يا عرب با زبان خود آن را مىشناسد و نيز امورى كه هركس بايد از قرآن بداند و در ندانستن آن معذور نيست ، اين آيات از ناحيه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تفسير نشده است . « 2 » ارزيابى ديدگاه اول اولا : پيامبر خدا به همه معانى قرآن آگاه بودهاند و هرگز از مأموريت خود نيز در تبيين و تعليم آيات تخطّى نمىكنند ازاينرو هر نوع حديثى كه با مفاد آياتى كه تبيين و تعليم قرآن را به عهده پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهاده - از جمله حديث عايشه كه ملاحظه كرديد - مخالف باشد از اعتبار ساقط خواهد بود ، ليكن از مفهوم دو كلمه « تبيين » و « تعليم » استفاده مىشود وظيفه حضرت در اين باره ، تعليم آياتى است كه بر اثر اجمال يا غموض و . . . نياز به ميان و توضيح دارند اما بخشهايى از قرآن كه فهم آن به شناخت كلام عرب برمىگردد و دلالتشان بر مراد خداوند روشن است ، از اين وظيفه بيرون است ( جز در سطوح بطونى آيات كه بايد على حده بحث شود ) .
--> ( 1 ) . الاتقان ، ج 2 ، ص 1205 ؛ علّامه طباطبايى نيز مىگويند : « روايات اصحاب در معانى آيات حدود 240 حديث است كه سند بسيارى از آنها ضعيف و متن برخى از آنها منكر است » . ر . ك : قرآن در اسلام ، ص 51 ؛ سيد ابراهيم ابن ابو عمه مؤلّف كتاب « الصحيح المسند من التفسير النبوي للقرآن » بر اين باور است كه در تفسير تنها 153 حديث از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در دست ماست . ( 2 ) . محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 53 ، 54